After knew you. Pt0
کیم تهیونگ ۲۴ ساله دانشجوی ارشد برنامه نویسی.
اکانت ناشناس تهیونگ
جئون جونگکوک ۲۲ ساله دانشجوی برنامه نویسی.
اکانت ناشناس جونگکوک
پارک جیمین ۲۲ ساله دانشجوی برنامه نویسی و دوست جونگکوک.
جانگ هوسوک ۲۵ ساله دانشجوی ارشد برنامه نویسی و دوست تهیونگ.
کیم سوکجین ۲۸ ساله هیونگ جونگکوک.
کیم نامجون ۲۶ ساله استاد بچه ها و دوست پسر جین.
مین یونگی ۲۷ ساله استاد بچه ها و دوست نامجون.
جئون جیهون: پدر جین و جونگکوک
کیم ایزول: مادر جین و جونگکوک
.......
کیم یونوو: پدر تهیونگ
لی هانول: مادر تهیونگ
سلام به همگی این یه نیمچه پارت کوچولو برای آشنایی شما با شخصیتها بود. یسری همکلاسی هم دارن که باهاشون کمکم آشنا میشید🫂
راستی اینکار دو ورژنه نیست و منظور از Vkook/Kookv اینه که کار verse هستش.
ایدهی این فیکشن تقریبا اواسط بهمن ماه ۱۴۰۳ به ذهنم رسید؛ اولش فقط یه وانشات یا مولتیشات کوتاه توی ذهنم بود؛ اما کم کم بعد از چندماه فکر کردن بهش، ایدهها گسترش پیدا کردن و حس کردم ارزشش رو داره که به یه فیکشن کامل تبدیل بشه.
شخصیتهای داستان برام زنده شدن و حسشون کردم. لمسشون کردم. انگار که از قلبم شکل گرفتن. با خودم گفتم اونا حق دارن زندگی کنن و حس بشن....شاید پر از نقص، اما واقعی و زیبا.
این داستان، یه کوله پشتی پر از احساس با خودش داره... غم، اشک، شادی، خنده، فاصله، وصال... و عشقی که آروم، اما عمیق شکل میگیره، شاید بتونه جاهای خالی زیادی رو درون دلها پر کنه.
ممکنه اولش شخصیتها براتون کمی ناپخته به نظر برسن و حتی از هم دور باشن، اما با گذشت زمان رشد میکنن و خودشون رو پیدا میکنن.
امیدوارم شماهم تو این مسیر کنارمون بمونید و به داستان زمان بدید تا راه خودش رو بره.
برای چشمهای زیباتون ارزش قائلم، و همهی تلاشم اینه که از قلبم بنویسم؛ جوری که بتونید دنیای تهکوک این داستان رو توی ذهن قشنگتون تصور، و توی قلبتون با تمام وجود لمسش کنید.
منتظر حمایتهای پر محبتتون هستم، توتفرنگیا!🍓
با عشق... نویسندهی نقرهای شما، نیشا.✒️🌌